آيتالله العظمي سيستاني از مراجع تقليد شيعيان، ضمن اظهار شگفتي از نوشته شدن كتاب «علينامه» پنجاه سال پس از سرايش شاهنامه، گفت: كتاب علينامه مرا زنده كرد.
حجتالاسلام رسول جعفريان رئيس كتابخانه مجلس شوراي اسلامي، در بيان خاطره خود از ديدار با آيت الله العظمي سيستاني به بيانات ايشان درباره كتاب علي نامه پرداخت و اظهار رضايت زياد اين مرجع بزرگ تقليد را از چاپ اين نسخه نفيس كه نخستين تجربه شعر حماسي شيعي است بيان كرد.
وي مينويسد: آيت الله سيستاني از چاپ «علي نامه» ستايش كردند و فرمودند من كتاب زياد ميخوانم اما اين كتاب را كنار دستم گذاشتهام. اين كتاب مرا زنده كرد. از مقدمه آن تعريف كردند و فرمودند كه من با پدر آقاي شفيعي كدكني آشنايي داشتم.
وي ادامه ميدهد: سپس برخي از نكات مقدمه را بيان كرده و از اين كه احتمال داده شده كه اشعاري بعدا اضافه شده از محققان آشنا به اين متون خواستند كه روي متن كار كنند كه كدام يك اصل و كدام يك الحاقي است. تأكيد ايشان اين بود كه يك همچنين كتابي بعد از پنجاه سال از تأليف شاهنامه بسيار اعجاب دارد.
«علينامه» اثري است كه به سبك شاهنامه فردوسي به نظم در آمده و مربوط به اواخر قرن پنجم هجري است.
اين كتاب درباره دلاوريهاي حضرت علي (ع) در جنگهاي صدر اسلام است.
نسخه اصلي اين اثر در موزه قونيه است و سال گذشته با مقدمه محمدرضاشفيعيكدكني و مقالهاي ديگر (به زبان انگليسي) از محمود اميدسالار به صورت رنگي در تهران منتشر شد.
ربيع اين منظومه را در بحر متقارب يعني همان وزن حماسي و به زبان فارسي سروده است
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 18:48  توسط اسماعيل هاشمي
|

اشاره:
عيد غدير،بزرگ ترين عيد پيروان اهل بيت(ع) و فرصت مناسبي براي ياد آوري پيمان مقدسي است که همه ما در برابر امامان معصوم(ع) و به ويژه امام عصر(ع) داريم؛ پيمان اطاعت و پيروي بي چون و چرا از آنان و آمادگي براي انجام رسالت بزرگي که در زمينه سازي ظهور بر عهده داريم. در اين مقاله مروري داريم بر پيشينه عهد و پيمان بشر با اولياي الهي از ابتداي آفرينش تا عصر ظهور.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 18:15  توسط اسماعيل هاشمي
|
حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام :
مردم را روزگارى رسد كه در آن از قرآن جز نشان نماند و از اسلام جز نام آن، در آن روزگار ساختمان مسجدهاى آنان نو و تازه ساز است و از رستگارى ويران. ساكنان و سازندگان آن مسجدها بدترين مردم زميناند، فتنه از آنان خيزد و خطا به آنان درآويزد.
آن كه از فتنه به كنار ماند بدان بازش گردانند، و آن كه از آن پس افتد به سويش برانند.
خداى تعالى فرمايد: «به خودم سوگند، بر آنان فتنه اى بگمارم كه بردبار در آن سرگردان مانَد» و چنين كرده است، و ما از خدا ميخواهيم از لغزش غفلت درگذرد.
نهج البلاغه، حکمت369
+ نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 18:10  توسط اسماعيل هاشمي
|
خدا رحمت کند کسی را که چون سخن حکیمانه بشنود، خوب فراگیرد، و چون هدایت شود بپذیرد، دست به دامن هدایت کننده زند و نجات یابد. مراقب خویش در برابر پروردگار باشد. از گناهان خود بترسد و خالصانه گام بردارد، عمل نیکو انجام دهد، ذخیرهای برای آخرت فراهم آورد و ار گناه بپرهیزد. همواره اغراض دنیایی را از سر دور کند، درجات آخرت به دست آورد. با خواستههای دل مبارزه کند، آرزوهای دروغین را طرد و استقامت را مرکب نجات خود قرار دهد و تقوا را زاد و توشه روز مردن گرداند. در راهِ روشنِ هدایت قدم بگذارد و از راه روشن هدایت فاصله نگیرد، چند روز زندگی دنیا را غنیمت شمارد و پیش از آن که مرگ او فرارسد خود را آماده سازد؛ و از اعمال نیکو، توشه آخرت برگیرد.
نهج البلاغه، خطبه 76
+ نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 18:5  توسط اسماعيل هاشمي
|
وصيّتهاي امام علی (علیه السلام) پيش از شهادتش
اي مردم، هر كس از هرچه گريزد در گريزش آن را بيند. و مرگ سرانجامِ آدمي است و فرار از آن رويارويي با آن است. چه بسيار روزها كه راز اين امر را كاويدم امّا خدا جز پوشيده داشتنش را نخواست. دريغا دانشي است از گنجينه اسرار الهي. امّا وصيّت من آن است كه به هيچ روي براي خداي يكتا شريك قائل نشويد و سنّت پيامبر را - درود خدا بر او و خاندانش - ضايع مكنيد. اين دو ركن را برپا داري د و اين دو چراغ را پرفروغ نگه داريد، ديگر تا پراكنده نشويد بر شما سرزنشي نيست. هر يك از شمايان نتيجه تلاش خويش را برگيرد و با خود برَد، و آنها كه از دانستن واماندهاند باري بر دوششان نگذارند. آري، چنين است پروردگاري مهربان و آييني استوار و پيشوايي بسيار دانا. من تا ديروز همنشين شما بودم ولي امروز برايتان « عبرت » هستم و فردا شما را ترك گويم. خداوند من و شما را بيامرزد. اگر از اين حادثه رَستم، همان است كه شما خواهيد، و اگر درگذشتم و از اين دنيا پر كشيدم كه طبع بياعتبار دنياست، دنيايي به زودگذري شاخساران و نسيم صبحگاهان و سايهسار ابرها كه همگي، چه آنها كه در فضا هستند و چه آنها كه در زميناند، همه نابود شوند. براستي من همسايه شما بودم كه روزگاري پيكرم در كنارتان بود، و چيزي نگذرد كه از من بيجان جسدي بر جاي مانَد كه پس از تلاش و حركت، آرام گيرد و پس از سخنوري، خاموش شود. بايد پند گيريد از: آرامش آرامگاهيم، و بيحركت ماندن ديدگان و دست و پايم كه اين « سكوت و سكون » از هر « بيان رسا و سخن شيوا » پندانگيزتر است. وداع من با شما وداع كسي است كه در انتظار ملاقات است، ملاقات با پروردگار. آري، فردا روزگار مرا خواهيد ديد و رازهايم برايتان آشكار خواهد گشت، و پس از آنكه مرا از دست داديد و جايم خالي ماند و ديگري بر جايم نشست، مرا خواهيد شناخت.
+ نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 17:20  توسط اسماعيل هاشمي
|
از کسانی مباش که بدون عمل صالح به آخرت امیدوار است، و توبه را با آرزوهای دراز به تأخیر می اندازد، در نیا چونان زاهدان سخن میگوید، امّا در رفتار همانند دنیا پرستان است، اگر نعمتها به او برسد سیر نمیشود، و در محرومیت قناعت ندارد، از آنچه به او رسد شکرگذار نیست، و از آنچه مانده زیاده طلب است.
دیگران را پرهیز میدهد ولی خود پروا ندارد، به فرمانبرداری امر میکند ولی خود فرمان نمیبرد، نیکوکاران را دوست دارد ولی رفتارشان را ندارد، گناهکاران را دشمن دارد ولی خود یکی از گناهکاران است، و با گناهان فراوان مرگ را دوست نمیدارد، اما در آنچه مرگ را ناخوشایند ساخت پافشاری دارد، اگر بیمار شود پشیمان میشود، و اگر تندرست باشد سرگرم خوشگذرانیهاست.
در سلامت مغرور و در گرفتاری ناامید است، اگر مصیبتی به او رسد به زاری خدا را میخواند، اگر به گشایش دست یافت مغرورانه از خدا روی بر میگرداند؛ نفس به نیروی گمان ناروا، بر او چیرگی دارد؛ و او با قدرت یقین بر نفس چیره نمیگردد.
برای دیگران که گناهی کمتر از او دارند نگران، و بیش از آنچه عمل کرده امیدوار است. اگر بینیاز گردد مست و مغرور شود، و اگر تهیدست گردد، مأیوس و سست شود. چون کار کند در آن کوتاهی ورزد، و چون چیزی خواهد در آن زیادهروی نماید؛ چون در برابر شهوت قرار گیرد گناه را برگزیده، توبه را به تأخیر اندازد، و چون رنجی به او رسد از راه ملّت اسلام دوری گزیند؛ عبرت آموزی را طرح میکند ولی خود عبرت نمیگیرد؛ در پند دادن مبالغه میکند ولی خود پند پذیر نمیباشد.
سخن بسیار میگوید ولی کردار خوب اواندک است! برای دنیای زودگذر تلاش و رقابت دارد امّا برای آخرت جاویدان آسان میگذرد، سود را زیان و زیان را سود میپندارد؛ از مرگ هراسناک است ولی فرصت را از دست میدهد؛ گناه دیگری را بزرگ میشمارد ولی گناه خویش را کوچک میپندارد.
طاعت دیگران را کوچک و طاعت خویش را یزرگ میداند. مردم را سرزنش میکند ولی خود را نکوهش نکرده با خود ریاکارانه برخورد میکند؛ خوشگذرانی با سرمایهداران را بیشتر از یاد خدا با مستمندان دوست دارد، به نفع خود بر زیان دیگران حکم می کند، امّا هرگز به نفع دیگران بر زیان خود حکم نخواهد کرد؛ دیگران را هدایت ولی خود را گمراه میکند، دیگران از او اطاعت میکنند و او مخالفت میورزد، حق خود را به تمام میگیرد ولی حق دیگران را به کمال نمیدهد، از غیر خدا میترسد ولی از پروردگار خود نمیترسد.
نهج البلاغه، حکمت 150
+ نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 17:18  توسط اسماعيل هاشمي
|
هو حق وحق هو علی مولای من هوحق وحق هو علی مولای من
علی علی مولای من علی مولای من
ای به سر زلف تو سودای من از غم هجران تو غوغای من
لعل لبت شهد مصفای من عشق تو بگرفته سرا پای من
من شده تو،قامت برجای من من شده تو،قامت برجای من
هوحق وحق هو علی مولای من هوحق وحق هو علی مولای من
پر شد از عشق علی اعضای من پر شد از عشق علی اعضای من
گر چه بسی رنج غمت خورده ام جام پیاپی ز بلا خورده ام
سوخته جانم اگر افسرده ام زنده دلم گر چه ز غم مرده ام
چون لب تو هست مسیحای من چون لب تو هست مسیحای من
هوحق وحق هو علی مولای من هوحق وحق هو علی مولای من
پر شد از عشق علی اعضای من پر شد از عشق علی اعضای من
علی مولای من علی علی مولای من
شیفته ی حضرت مولاستم عاشق دیدار دل اراستم
رهرو این وادیه بالاستم از همه بگذشته تو را خواستم
نیست به غیر از تو تمنای من نیست به غیر از تو تمنای من
هوحق وحق هو علی مولای من هوحق وحق هو علی مولای من
پر شد از عشق علی اعضای من پر شد از عشق علی اعضای من
هوحق وحق علی مولای من هوحق وحق هو
علی علی مولای من علی مولای من
(عشق حقیقی)(عاشق واقعی)(عشق یعنی پرستش)(معشوق خداوند)(عاشق علی ع)
+ نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 13:25  توسط اسماعيل هاشمي
|